تبلیغات
وبلژیون همسفر فاطمه بابائی - دلنوشته ای از یک همسفر
 
وبلژیون همسفر فاطمه بابائی
بیائید این آتش ویرانگر را مهار کنیم!
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : فاطمه بابایی
دوشنبه 27 آذر 1396 :: نویسنده : همسفر شیرین
" به نام قدرت مطلق " 

اگر آنچه بافته ای خالص باشد، هرگز فاسد نخواهد شد و می توان روزی دوباره به سوی آن بازگردی و آنچه می خواهی برداشت نمایی. ( پائولو کوئیلو)

اینجا را دوست دارم، نه، دوست داشتن کافی نیست، اینجا را عاشقانه دوست دارم. این جا، از یک جایی به بعد، آدم، آدم دیگری می شود، جنسش عوض می شود، نگاهش عوض می شود، انگار بعضی اتفاقات، آدم را جور دیگری می سازند، به گونه ای که قبلا نبوده ای و حالا می شوی. به گذشته که سرک می کشم و سراغ خودم را می گیرم، با آدم دیگری روبرو می شوم که حالا نیست، فقط گاهی نشانه های کوچکی از امروز خودم را در آن می بینم. آنچه امروز می بینم بودن است، زندگی است، شدن است، آنچه امروز می بینم منم، یک همسفر، بال پرواز، نیمه ای از تکاملم و البته به قولی نقش مکمل هستم. امروز و این هفته، هفته من است، روز همسفر است، یعنی من همراه خوب سفرم، کاستی ها را نمی بینم و با آنچه که هست زیبایی ها را خلق می کنم و می رسم به آنچه می خواهم. در اینجا من همسفر شدم، یاد گرفتم همسفر بودن فقط با کسی به سفر رفتن نیست، بلکه همسفر بودن، یعنی یک پای سفر باشی، از خطرات و اتفاقات نترسی و امید بدهی، کوله بار سفرت فقط آذوقه نباشد، بلکه کوله باری از آگاهی و دانایی به همراه داشته باشی و هر جا که نیازت شد از این توشه ها بخوری و بخورانی و لذت ببری، تا به مقصد برسی. پس من یک همسفرم، و چقدر این واژه باعث رشد من می شود، چقدر به من معنا می دهد و مرا بزرگ می کند. این واژه مرا مؤثر می سازد و با این واژه و آنچه مربوط به آن است به ارزش بودنم پی بردم. با همسفر بودنم، مسافری را در تاریکی های ظلمت یاری می رسانم و با هم به سمت روشنایی های نور می رویم. همراه مسافری می شوم که ناامید از حیات دوباره است، اما با وجود من آرام آرام بلند می شود و دست در دست هم می رویم، دوباره ما می شویم. دوباره زندگی را از سر می گیریم و به هم عشق می ورزیم و می رسیم به آنچه می خواهیم و باز بعد از رسیدن، همسفر بودن را طوری دیگر از سر می گیریم و آنچه در این سفر جمع کرده ایم به دیگرانی که نبوده اند و حالا هستند، می بخشیم و به آنان نیز همسفر بودن را می آموزیم. و به راستی چقدر این آدم، با آنچه قبلا بوده فرق دارد و چقدر همسفر بودن زیباست.

به همسفر بودنم می بالم و در این روز و این هفته را به تمامی همسفران عشق، با بالهای نیرومند پرواز، صمیمانه تبریک می گویم.

معشوق به سامان شد، تا باد چنین بادا...

 

نویسنده: زهرا همسفر منوچهر  





نوع مطلب : دلنوشته های همسفران، 
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، نمایندگی حر، لژیون دوم همسفران، دلنوشته،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 دی 1396 03:03 ق.ظ
سلام خدا قوت خانم زهرای عزیزم
چهارشنبه 29 آذر 1396 03:42 ب.ظ
سلام خدا قوت .مطالبتون زیبابود واستفاده کردیم
سه شنبه 28 آذر 1396 10:06 ب.ظ
سلام خدا قوت.
سه شنبه 28 آذر 1396 09:52 ب.ظ
خدا قوت.
سه شنبه 28 آذر 1396 06:46 ب.ظ
سلام خداقون
سه شنبه 28 آذر 1396 09:04 ق.ظ
سلام .خداقوت
دوشنبه 27 آذر 1396 09:59 ق.ظ
سلام
.
.
.
خداقوت. از اینکه وبلاگتان دوباره فعالیت می کند خیلی خوشحالم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :