تبلیغات
وبلژیون همسفر فاطمه بابائی - بسته بودن حس، از کمک راهنمای محترم، همسفر خانم فاطمه
 
وبلژیون همسفر فاطمه بابائی
بیائید این آتش ویرانگر را مهار کنیم!
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : فاطمه بابایی
" به نام قدرت مطلق "

بسته بودن حس، یعنی ورودی ها و خروجی ها بسته باشد. مسافران در ابتدای سفر، چون از نظر دانایی جهش ندارند و آموزش را نمی گیرند، بنابراین پذیرش هم نمی کنند. ولی وقتی آموزش می گیرند، خوشحالند. وقتی حس ها باز می شود، به دلیل تغییر جهان بینی است.

 ولی گاهی باز شدن حس در مسافر، خوشایند همسفران نیست و مسافران هم خوشایندشان نیست. چون زمانی که حس ها بسته است، خودمان را گم کرده ایم. وقتی خودمان را پیدا می کنیم، گویا حق و حقوق خودمان را بهتر تشخیص می دهیم. بعضی مسافران می گویند: از وقتی همسفرم را به کنگره آورده ام، دیگر مثل سابق نیست، مثل قبل بله، چشم قربان نیست. هر چند که گاهی، بعضی از همسفران از لبه دیگر بام می افتند، از آموزشها به نفع خودشان استفاده می کنند، نه برای پیشرفت زندگیشان. گاهی به عنوان همسفر می آیم و چیزی را از کمک راهنمایم تحت عنوان " اختیار " می آموزم و دائما مثل چماق بر سر مسافرم می کوبم، که کمک راهنمای من گفته، تو هم اختیار داری و در زندگی جنگ به وجود می آید. در صورتی که هر زندگی یک قوانین و چارچوبی برای خودش دارد، قرار نیست، چون من اختیار دارم، هر کاری و به هر روشی دلم خواست انجام دهم، چون قبلا نمی دانستم، حالا می دانم. حالا مسافر هم آموزش می بیند و حسهایش باز می شود و خودش را پیدا می کند و می خواهد بگوید: منم هستم، چون تا الان دیده نمی شدند، یا ما آنها را نمی دیدیم  و دائما آنها را می کوبیدیم و یا خودشان آنقدر اقتدار نداشتند که عنان زندگی را در اختیار بگیرند، زندگی بهم ریخته بود، نه فرمانده بودند، نه فرمانبردار. به ناچار زندگی می کردند و زندگی می کردیم. ولی وقتی خودشان را پیدا کردند، شروع به نمو کردند. می خواهند خودشان را نشان دهند و اظهار فضل کنند. همسفران از این موضوع نترسند. وقتی جهان بینی آنها بالا می رود و به مرور بعضی از مسائل درست می شود، گاهی اوقات بیداری حس هم باعث ضرر می شود و آن زمانی است که در تکامل ما نقش تخریب دارند. بعضی ها دوره ی چند ماهه انرژی درمانی می بینند و وارد مقوله هایی می شوند که هنوز ظرفیت آنرا ندارند، ممکن است چیزهایی را ببینند که بقیه آنرا نمی بینند و کارهایی را انجام بدهند که بقیه نتوانند انجام بدهند، ولی چون ظرفشان برای آن کار بزرگ نشده است، بنابراین نقش مخرب را برایشان دارد. مثل مصرف کنندگانی که معمولا با مصرف مواد، قرصهای اکستازی و روان گردان، چیزهایی را می بینند که همسفر نمی بیند و این به دلیل این است که چیزهایی استفاده کردند که حس آنها را باز کرده و مخرب و  آزار دهنده است، هم برای خودشان و هم برای اطرافیان. که در این صورت حس بسته می شود و نمی توانند ادامه بدهند. چرا؟ چون باعث از بین رفتن خودشان و خانواده و یک مجموعه می شوند.

بحث بعدی در مورد لذت است. لذت از جابجایی انرژی به وجود می آید. همه ما در کودکی سوار سرسره شده ایم و چون انرژی ما جابجا می شود باعث لذت در ما می شود. وقتی کاری را در خانه انجام می دهیم، مثل پختن کیک، یک انرژی به ما می دهد و از جابجایی انرژی لذت به وجود می آید. ولی اگر انرژی جابجا نشود لذتی هم به دست نمی آید. لذت باعث تکرار می شود. اکثر بچه ها ماکارونی را دوست دارند و چون به آنها لذت داده است، باعث می شود که آنها درخواست مجدد داشته باشند تا لذت آنها تکرار شود. لذت می تواند از خالی شدن انرژی و یا بدست آوردن انرژی هم حاصل شود. نمره های خوب می گیری لذت می بری. سوار سرسره می شوی، انرژیت خالی می شود، ولی لذت می بری. پس از هر دو سر لذت ایجاد می شود. ولی یک فرق اساسی دارد. لذتی که همراه با سطح انرژی ( کسب انرژی) باشد، در آن آرامش و تکرار هست. ولی لذتی که برحسب یک عمل نادرست کسب شود، در آن صلح و آرامش برقرار نیست. استفاده از مواد در ابتدا لذت دارد ولی در ادامه باعث رنج و غم اندوه می شود . وقتی گنجایش ما به اندازه کافی بزرگ و وسیع نباشد، نمی توانیم چیزهای درستی را از هستی دریافت کنیم. ولی وقتی سطح انرژی ما بالاست چیزهای خوبی را از هستی دریافت می کنیم. گاهی در خانواده ای نشسته ایم و فردی که حالش خوب است چیزهایی را در اطرافش می بیند که پر از خوبی است ولی کسی که حالش بد است وقتی از مهمانی خارج می شود، هر چه می گوید بدی است. بعضی ها فقط مثیت بین هستند ولی بعضی ها منفی بین. و این تفاوت به دلیل تفاوت در سطح انرژی است، و دلیل تفاوت و نگرش و جهان بینی است. آن افراد منفی نگر، یا سطح انرژ یشان پایین است، یا اگر به نظر خودش انرژی دارد، آنرا از راه درستی کسب نکرده است و از راه خراب کردن حال دیگران به دست آورده است. ولی چون قادر به نگهداری این انرژی نیست مجبور است حال فرد دیگری را خراب کند، تا انرژ اش جایگزین شود. آن فرد آرامش درونی ندارد. چون دائما به دنبال نقطه ضعف دیگران و غر زدن و انتقاد کردن و اظهار فضل خودش است. گاهی، آدمها متوجه نیستند که خداوند عقوبت کارشان را همزمان با اعمالشان به آنها می دهد. گاهی من منتظر می شوم و می گویم چرا کائنات جواب این آدم را نمی دهد؟ این آدم که اینقدر فضول و بهانه گیر است. در صورتی که همین که آن فرد در زندگی آرامش ندارد و ذهنش دائما دغدغه دارد و درگیر زندگی این و آن است، جواب کائنات را گرفته است، و به نظر من خدا اگر بخواهد کسی را از خودش دور کند و به او عقوبت بدهد، آرامش را از او می گیرد و هیچ چیز بدتر از این نیست. در یک پروسه ای شاید ما آسایش داشتیم، ولی آرامش از ما دور بود. و وقتی آرامش به زندگی ما برگشت، متوجه ارزش آن شدیم و از طریق آرامش فهمیدیم که چقدر خوب است به دیگران امید دادن، انرژی مثبت دادن و حال دیگران را خوب کردن.

بزرگترین دشمن ما جهل و نادانی ماست. جهل آدمها تا وقتی که به شکل عملی در نیاید، دیده نمی شود. جهل آدمها به شکل یک نقطه است. با یک نقطه شروع می شود و در ذهن به شکل تصویر در می آید و بعد در وجود آدم شکل رفتار در می آید و جزء صور آشکار می شود، در صورتی که جهل، جزء صور پنهان است. ما هستیم که آنرا به شکل صور آشکار در می آوریم و آنرا نشان می دهیم و از طرف ما دیده می شود. یعنی در رفتارمان دیده می شود و آنها که فکر می کنند داناتر هستند، در کتاب گفته می  شود که این افراد نادان ترند. و اگر قرار است دانا باشیم، بایستی از جهلمان کم شود.

یکی از چیزهایی که انرژی ما را پایین می آورد، همین حسهای منفی است. چون انرژی ما را کم می کنند. وقتی من حرص، تنفر و خشم دارم ، انرژی من پرت می شود و سطح انرژی من پایین می آید و بازدهی که باید از خودم نشان دهم، چیز درستی نخواهد بود، که نه به کار خودم می آید و نه به کار اطرافیان. بعضی وقتها ما آدمها کاری می کنیم که خداوندی که خودش احسنت گفت از خلقت ما، پشیمان می شود، ولی واقعیت این است که این اعمال هست، به دلیل این که ما خودمان را بهتر بشناسیم. اگر اینها نبود و مصرف کننده ها نبودند، شاید به چیزهایی که الان داریم اینقدر بها نمی دادیم. من ناسپاس نبودم ولی شکر گزاری را به زبان نمی آوردم. جایی خواندم، کسی که شکرگزار است ولی آنرا بیان نمی کند، مثل کسی است که هدیه ای را خریده و کادو پیچ کرده ولی به کسی تقدیم نمی کند. یعنی به درد نمی خورد، آن هدیه ای که بگیریم، بهترین هم باشد، بهترین کادو هم به آن بپیچیم ولی تقدیم نکنیم. شکر گزاری مثل همین است . باید آنرا بیان کنیم. خدا را بخاطر فرزندان سالم، نعمتهایی که داده، شکر کنیم. وقتی شکرگزاریم، خداوند به ما پاداش می دهد.  


تهیه و تنظیم: زهرا همسفر منوچهر






نوع مطلب : عملکرد لژیون، سی دی های آموزشی، 
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، همسفران نمایندگی حر، لژیون دوم، عملکرد لژیون،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 اسفند 1396 12:23 ق.ظ
تلاش باور نکردنی وجود دارد. پس چه اتفاقی افتاد؟ با تشکر!
جمعه 4 اسفند 1396 08:28 ب.ظ
مقاله بزرگ! این نوع اطلاعاتی است که باید به اشتراک گذاشته شود
در سراسر اینترنت. در حال حاضر شرم آور در گوگل قرار نیست
بالا بالاتر! بیا بریم و به وب سایتم مراجعه کنم با تشکر از شما =)
یکشنبه 24 دی 1396 07:58 ب.ظ
سلام خداقوت
یکشنبه 24 دی 1396 03:19 ق.ظ
بسیار زیبا خدا قوت خدمت استاد عزیزم
دوشنبه 18 دی 1396 08:24 ب.ظ
سلام وخدا قوت خدمت کمک راهنمای محترم خانم فاطمه عزیز و مهربان بسیار زیبا بود انشالله همیشه سلامت باشید
یکشنبه 17 دی 1396 11:27 ب.ظ
بسیارعالی نگاه چندوجهی شماقابل تحسین است
خداقوت
جمعه 15 دی 1396 06:18 ب.ظ
سلام
.
.
خداقوت
بسیار زیبا نوشتید
سه شنبه 12 دی 1396 08:28 ق.ظ
با سلام وخدا قوت به کمک راهنمای گرامی خانم فاطمه عزیز خیلی عالی بود. مثل همیشه از صحبتهای زیبایتان آرامش گرفتم ان شاالله همیشه سلامت و شاد باشید.
وخدا قوت به خانم زهرا عزیز و خانم شیرین عزیز
سه شنبه 12 دی 1396 01:06 ق.ظ
سلام و خدا قوت
.
.
انشالله همیشه پایدار باشید
دوشنبه 11 دی 1396 10:44 ب.ظ
سلام
عرض خدا قوت دارم خدمت کمک راهنمای محترم سرکار خانم بابایی
یکشنبه 10 دی 1396 01:05 ب.ظ
سلام
.
.
.
خداقوت
یکشنبه 10 دی 1396 10:28 ق.ظ
خدا قوت.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :